هم سلولی...
وقتی که بهت گفتم تو همه ی دنیا می وتنها دلیل زنده بو دنم فقط تو هستی /خندیدی/وقتی از اعماق قلبم گفتم تو تنها امیدی برای زندگیم /خندیدی/وقتی از انتظار گفتم باز /خندیدی/گفتم باران میشوم بر لبان خشکیدهات باز /خندیدی/وقتی گفتم چتر تو میشوم تا باران بند اید وتو گزندی نبینی از طوفان/خندیدی/وقتی از نگرانی هایم گفتم برایت باز/خندیدی/حالا من ماندم وارزو هایم تو بگو ایا داشتن ارزو کجایش عیب که تو به تمام ان ها خندیدی.
نظرات شما عزیزان:
negar 

ساعت13:28---28 ارديبهشت 1392
سلام منظورت را نفهمیدم ترشی دوس نداری اما میمیری برای عسل ؟
پاسخ:شاید فرمت اهنگ رو نمیخونه
❥.FAR.❤.HAN.❥ + یک شنبه 23 ارديبهشت 1392 4 C.m
/ 15:46 /